حرف های دلنشین من و تو


آدمايي هستن که
هروقت ازشون بپرسي چطوري؟ مي گن خوبم ...
وقتي مي بينن يه گنجشک داره رو زمين دنبال غذا مي گرده،
راهشون رو کج مي کنن از يه طرف ديگه مي رن که اون حيوونکي نپره ...
اگه يخ ام بزنن، دستتو ول نمي کنن بزارن تو جيبشون ...
آدمايي که از بغل کردن بيشتر آرامش مي گيرن تا از چيز ديگه
همونايين که براتون حاضرن هر کاري بکنن
اينا فرشتن ...
تو رو خدا اگه باهاشون مي ريد تو رابطه، اذيتشون نکنين...
تنهاشون نزارين، داغون مي شن !
همين‌ها هستند که دنيا را جاي بهتري مي کنند
آدم‌هايي که از سر چهار راه، نرگس نوبرانه مي خرند و با گل مي روند خانه.
آدم‌هاي پيامک‌هاي پُر مهر بي بهانه، حتي اگر با آن ها بدخلقي و بي حوصلگي کرده باشي.
آدم‌هايي که خنده را از دنيا دريغ نمي کنند، توي پياده رو بستني چوبي ليس مي زنند و روي جدول لي لي مي کنند.

[ چهار شنبه 11 مرداد 1391برچسب:, ] [ 10:23 ] [ مرتضاااااااا ]

نمي دانم دلم گم شده يا اوني كه دل به او سپردم.
نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.
نمي دانم اعتماد بي جا كردم يا بي جا به من اعتماد كردند.
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
نمي دانم من در حق عشقمان خيانت كردم يا او.او قدر ندانست يا من.
نمي دانم خدا اين را قسمت ما كرد يا ما خود قسمت را رقم زديم.
نمي دانم چرا وقتيكه دل بستن سهل است، دل كندن آسان نيست.
نمي دانم خدا به ما دل داد تا از دنيا ببريم يا دنيارو داد تا دل بكنيم.
هنوز نمي دانم با بودن او زندگي سخت است يا بي او.
تحمل جاي خاليش توي تك تك لحظه ها سخت تر است يا ...
نمي دانم شكستن غرورم سخت تر است يا شنيدن صداي شكستن قلبم.
نمي دانم تو به من عشق را آموختي يا مي خواهي نفرت را يادم بدهي.
نمي دانم كه بگويم: چرا آمدي؟ يا بپرسم كه؟ چرا رفتي؟
من نمي دانم تو به من بگو...

 

[ سه شنبه 10 مرداد 1391برچسب:, ] [ 13:22 ] [ مرتضاااااااا ]


 

وقتي پرنده اي زنده است مورچه ها را مي خورد
وقتي مي ميرد مورچه ها او را مي خورند
يک درخت ميليون ها چوب کبريت را مي سازد
اما وقتي زمانش برسد فقط يک چوب کبريت براي سوزاندن ميليو نها درخت کافي است
زمانه و شرايط در هر موقعي مي تواند تغيير کند
در زندگي هيچ کس را تحقير و آزار نکنيد
شايد امروز قدرتمند باشيد اما يادتان باشد
زمان از شما قدرتمندتر است
پس خوب باشيم و خوبي کنيم که دنيا جز خوبي را بر نمي تابد

[ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:20 ] [ مرتضاااااااا ]


دلم ميخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرين کنم ؛
الفباي زندگي را ..
ميخواهم خط خطي کنم تمام آن روزهايي که دل شکستم و دلم را شکستند .
دلم ميخواهد اگر معلم گفت در دفتر نقاشي تان
هر چه ميخواهيد بکشيد
اين بار تنها و تنها نردباني بکشم به سوي تو !

[ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:13 ] [ مرتضاااااااا ]

خوش به حالت آدم!

 

فقط خودت بودی و حوا...

 

وگرنه حوای تو هم هوایی می شد...

[ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:4 ] [ مرتضاااااااا ]

یه روز یه جوونی سرش رو می چسبونه به شیشه آرایشگاه و از آرایشگر می پرسه چقدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟
آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 2 ساعت دیگه و جوون میره.
چند روز بعد دوباره جوونه میاد و سرش رو می چسبونه به شیشه می گه و می پرسه چقدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟
دوباره آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 3 ساعت دیگه و جوون بازم می ره.
دفعه بعد که جوونه میاد و این سوال رو می پرسه ، آرایشگره از یکی از دوستانش به نام
Bill می خواد که بره دنبال طرف ببینه این آدم کجا می ره؟ ماجرا چیه که هر دفعه می پرسه کی نوبتش می شه اما می ره و دیگه نمی آد ؟!
Bill می ره و بعد از مدتی در حالی که از شدت خنده اشک تو چشاش جمع شده بود بر می گرده. آرایشگر ازش می پرسه : حوب چی شد؟ کجا رفت؟
Bill جواب می ده: رفت خونه تو !!!

[ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, ] [ 17:50 ] [ مرتضاااااااا ]

ای کاش زمان به عقب بر میگشت
.
.
اونـــوخت تو اولین دیدار با همسرم  به جای لبخـــند
.
.
جفت پا میرفتم تو صورتش!!!

[ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, ] [ 11:53 ] [ مرتضاااااااا ]


 میدونین چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟


.

.

.

.

.

7% : بخاطر نور خورشید

23% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن

70% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن!!!

[ دو شنبه 9 مرداد 1391برچسب:, ] [ 11:32 ] [ مرتضاااااااا ]

خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد ...

هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.

 

[ یک شنبه 8 مرداد 1391برچسب:, ] [ 10:58 ] [ مرتضاااااااا ]

هنگامی که به دنیا می آیی همه می خندند در حالی که تو می گریی

پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالی که همه می گریند

تو تنها کسی باشی که می خندی .

[ یک شنبه 8 مرداد 1391برچسب:, ] [ 10:55 ] [ مرتضاااااااا ]

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

[ یک شنبه 8 مرداد 1391برچسب:, ] [ 10:53 ] [ مرتضاااااااا ]

بعضی ها گریه نمی کنند ؛...!
اما .... از چشم هایشان معلوم است ...
که اشکی به بزرگی یک "سکوت" ؛...
گوشه ی چشمشان به کمین نشسته . .!!!!

[ شنبه 7 مرداد 1391برچسب:, ] [ 17:30 ] [ مرتضاااااااا ]


زنـدگـــــــــي را نفسي ارزش غم خوردن نيست

و دلم بس تنگ است

باز هم مي‌خندم

آنقدر مي‌خندم كه غم از روي رود…

زنـدگــــــــي  بايد كرد

گاه با يك گل سرخ

گاه با يك دل تنگ

گاه بايد روييد در پس اين باران

گاه بايد خنديد بر غمي بي‌پايان…

زنـدگـــــــــي  زيباست چشمي باز کن

 

[ جمعه 6 مرداد 1391برچسب:, ] [ 19:17 ] [ مرتضاااااااا ]

 

 

همیشه فاصله بوده بین دستای منو تو با همین تلخی گذشته شب و روزای منو تو

 راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده

 تنها پیوند منو تو دست مهربون باده

[ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, ] [ 11:6 ] [ مرتضاااااااا ]

تن ادمی شریف است به جان ادمیت
نه همین لباس زیباست نشان ادمیت
اگر ادمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان ادمیت؟
خورو خواب و خشم و شهوت شعب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد زجان ادمیت
به حقیقت ادمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان ادمیت
مگر ادمی نبودی که اسیر دیو ماندی؟
که فرشته ره ندارد به مکان ادمیت
رسد ادمی به جائی که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان ادمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
به درای تا ببینی طیران ادمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از ادمی شنیدم بیان ادمیت

[ پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, ] [ 10:48 ] [ مرتضاااااااا ]

در شادی علت باشیم نه شریک ، و در غم شریک باشیم نه علت

[ چهار شنبه 4 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:11 ] [ مرتضاااااااا ]

خدا به فرشته ها شعور داد بدون شعوت

به حیوان ها شهوت داد بدون شعور

و به انسان هر دو را...
انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند از فرشته ها بالاتر است،
و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند از حیوان پـسـت تر

[ چهار شنبه 4 مرداد 1391برچسب:, ] [ 18:6 ] [ مرتضاااااااا ]

چقدر سخته برای کسی که با تمام وجودت دوسش داری فقط یک تجربه باشی

 

[ چهار شنبه 4 مرداد 1391برچسب:, ] [ 17:58 ] [ مرتضاااااااا ]

در این شبهای رمضان ، تو را به خدا سر سفره افطار

دستهات رو با خلوص نیت به آسمان دراز کن

و همون بالا نگهدار بزار بقیه هم یه لقمه بخورن خب !

 

 

از بالاترین فضیلت ها در ماه رمضان ،  افطاری دادن است

منتظر تماس شما هستیم . . . !

 

تبلیغ حیف نون برای حجاب در ماه رمضان !

“به زلفانت بیاموز که بیرونش ارزش دیدن ندارد”

 

فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه

بیخوابی شبانه ، گرسنگی روزانه ، روز شماری ماهانه

پرخوری سحرانه ، افطاری شاهانه

و توقع آمرزش سالانه !

 

به جعفر بی مخ گفتن نماز میخونی ؟

گفت عادت ندارم

گفتن روزه چی ؟

گفت طاقت ندارم

گفتن چرا سحر و افطار میخوری ؟

گفت اونقدرا هم که کافر نیستم !

[ سه شنبه 3 مرداد 1391برچسب:, ] [ 13:11 ] [ مرتضاااااااا ]

هیچ وقت داشته هایت رو دست کم نگیر

 

[ سه شنبه 3 مرداد 1391برچسب:, ] [ 13:4 ] [ مرتضاااااااا ]
صفحه قبل 1 ... 43 44 45 46 47 ... 58 صفحه بعد
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.